صدای سار می آید

صدای سار می آید

صدای سار می آید

مهدی خوشحال، ایران فانوس، 25.12.2020

یک موسیقیدان وقتی صدای ساز می شنود می تواند حدس بزند، آهنگ از چه نوع ساز و در چه دستگاه موسیقی و نوازنده نیز با ذوق و کاربلد است و یا ناشی و تازه کار. صدا، همه جا وجود دارد و هر صدایی معنا و مفهوم خود را دارد. از صداهایی با فرکانس پایین مانند صدای پای مورچه که با گوش قابل شنیدن نیستند تا صداهایی با فرکانس بالا که باز هم قابل شنیدن نیستند.

در زندگی شهری، که اوضاع و احوال شکننده را پشت زرق و برق های مدرن پنهان کرده اند، انواع و اقسام سر و صدا شنیده می شوند که هر کدام فرکانس و معنا و مفهوم خود را دارند. بوق به معنای اخطار، پدال گاز به معنای سرعت، بلندگو به معنای تخلیه هیجانات، آژیر به معنای خطر، ناقوس به معنای کلیسا و همین طور صداهای ماشین و قطار و هواپیما و انبوه صداهای گوشخراش زندگی شهری که بعضاً نوازنده گوش و روان آدمی نیستند. امروزه، سر و صدا و قال و مقال شهری آن چنان زیاد و طاقت فرسایند که آدم ها را از درون، به بیرون سوق داده و بسیاری از حساسیت ها و دقت ها را تحت الشعاع و باعث انواع بیماری های فیزیکی و روانی شده اند.

در زندگی روستایی اما این چنین نیست. در محیط های جنگلی و آرام و کور که صدا معمولاً صدای پرندگان و جانوران و صدای باد و شر شر باران و موسیقی طبیعت است، هر صدا و عطر و بویی، جلوه و طراوت خود را دارد و به مثابه تراپی جان و روان آدمی است.

یک انسان طبیعی که در دل طبیعت کار و تلاش می کند و از طبیعت ارتزاق می کند و با حیوانات و گیاهان رابطه برقرار می کند، گوش و دلش به صداهای برخواسته از طبیعت بیشتر آشناست. او هر صدای پرنده و حیوان و جانوری را در هر ساعت و وقت و روز و شب که اتفاق می افتد، می داند که حامل چه پیامی و به چه معناست. او حتی زمانی که در بیرون و یا در کلبه و کومه اش آرمیده است وقتی صدای باد می شنود، از زوزه باد و شاخ و بال درختان می فهمد که سرعت و قدرت و جهت باد به کدام سمت است و حتی عواقب و پیامدهای وزش باد را تحلیل می کند و واکنش نشان می دهد. طبعاً کسی که در دریا تور دارد، کسی که در جنگل تله کار گذاشته و یا آن که در دل خاک بذر کاشته است، واکنش نشان می دهد و به فکر چاره می افتد. آدم طبیعی که در دل طبیعت و همراه طبیعت، زندگی و کار و تلاش می کند، با صدا و انواع صداهای طبیعی آشناست.

محیط زیست انسانی، مملو از صدا و صداهای گوناگون و دلنواز است. صداهایی که بر عکس صداهای شهری و مصنوعی، هیچ کدام مخل سلامت و امنیت و آسایش، نیستند.

از بع بع گوسفندان تا مع مع گاوها، از میو میو گربه ها تا عوعوی سگ ها، از چه چهه بلبلان تا هو هوی جغدها، از غار غار کلاغ ها تا جیک جیک گنجشک ها؛ و سایر صداهای از این دست به گوش و دل آن که دل در گرو آوای طبیعت بسته و از طبیعت جان گرفته است آشناست.

یکی از پرندگان زیبا که مقصود این نوشتار است، سار نام دارد. سار، پرنده کوچک سیاه رنگ و بعضاً خال خال است که معمولاً به صورت دسته جمعی و در مناطق مختلف روستایی و شهری و جلگه و ساختمان های مخروبه، زندگی می کنند. سار، که پرنده حلال گوشت و پر سر و صدایی است در اصل پرنده پاییزه و زمستانی و قاصد برف و کولاک است، ولی در فصول دیگر سال و به تناسب آب و هوا و جغرافیا، یافت می شوند اما صدا و آواز و کوچ سار در همه فصول سال، یکسان نیستند.

سارهایی که در اکثر فصول روی درختان بلند و نارنج شهر کرکوک به سر می برند صدا و همهمه شان، می تواند از روی گرسنگی و شادی و جیک جیک شان از برآمدن صبح و شب، باشد. به ویژه زمانی که هوا به تاریکی می گراید و سارها به شاخ و بال درختان نارنج، پناه می برند و آشیان می گیرند ولوله و همهمه شان، شنیدنی است.

با این وجود، آواز سار در فصل سرد زمانی که آسمان گلگون و گرفته است و سارهای سریع الاپرواز سراسیمه و دسته جمعی در حال کوچ کردن هستند به این معناست که برف و کولاک در پیش است. در طبیعت پرندگان، تکاپو و جستجوی دسته جمعی سارها جهت یافتن پناهگاه و غذا و مامنی به دور از دست شکارچیان، به معنای ظهور دانه های سپید برف و شادی و انرژی و کولاک است.

با آن که سارها با هیجان و کوچ دسته جمعی و پرواز متحدالاشکل شان، پیام آور برف و طوفان اند با این وجود در مواجه با برف و کولاک به زیر سقف خانه ها و مناطق نا امن پناه می برند که آن جا نیز آسایشگاه و مامن امنی برای سارها نیستند.

„پایان“