آیا آخرالزمان نزدیک است؟

آیا آخرالزمان نزدیک است؟

آیا آخرالزمان نزدیک است؟

مهدی خوشحال، ایران فانوس، 20.10.2020

آیا زمان زندگی بشر بر روی سیاره زمین به زودی به سر خواهد رسید؟ بسیاری از ادیان و فرقه ها بر این امر اتفاق نظر دارند. بعضی از فرقه ها با اعتماد به نفس اعتقاد دارند که به اسرار غیب دست یافته و حقیقت و همه حقیقت نزد آنان است. بعضی از فرقه با علم به یقین اعتقاد دارند که افکار و رویاهایشان خواهد توانست بشر را به سمت صلح و سازش پیش برده و نجات دهد. بعضی از فرقه ها برای پیش برد دکترین فوق از خشونت و خشونت حداکثری استفاده می کنند و تعدادی دیگر برای نجات بشر اعتقاد به استفاده از ابزار خشونت، ندارند. بعضی از فرقه ها در اثر انتظار و استیصال، به خودزنی و نابودی دیگران اعتقاد دارند. با این وجود، تا امروز که قرن بیست و یکم است هیچ کدام از آرمان ها و ایدئولوژی ها نتوانستند بشر زمینی را به سر منزل مقصود برسانند.

خطر فرقه های سیاسی ـ مذهبی

 سایر موجودات زمینی که طی قرون و اعصار توانسته اند خود را با آب و هوا و طبیعت زمینی وفق داده و آرام و قرار بگیرند، تنها این بشر زمینی یعنی انسان است که با خود و طبیعت اطرافش سلوک و سازش ندارد و هنوز آرام و قرار نگرفته و هر روز گرفتار بیماری و اختلاف و جنگ و مصیبت های دیگر است. آیا عناصر تشکیل دهنده و ژن و روح بشر زمینی از جایی و سیاره ای دیگر به زمین آمده است که این چنین بیمار و ناسازگار و آشتی ناپذیر و سر در گم و متوهم است؟ شاید پاسخ پرسش های فوق را یکی از دوستانم که عضو و رییس یک فرقه مذهبی است داده باشد!

ماه اکتبر که دهمین ماه از سال میلادی و مترادف با مهرماه سال شمسی است به ماه طلایی شهرت دارد، در اصل ماه برداشت تتمه محصولات کشاورزی نیز است. متاسفانه امسال به خاطر سردی هوا و ابری و بارانی بودن، ماه اکتبر چنگی به دل نمی زد، طلایی که چه عرض کنم بلکه در کنار بحران رو به تصاعد اپیدمی کرونا، ابری و افسرده جان نیز بود. به همین مناسبت، یکی از دوستان آلمانی به نام آندریاس که انسان مذهبی و فرزانه ای نیز است تعدادی را برای صرف نهار و میوه چیدن از باغ، دعوت کرد. پس از صرف نهار و میهمانی ساده، قرار شد جمعیت میهمان برای چیدن میوه به باغ بروند. من با وجود این که استاد این کار بودم ولی چون تازه دوش گرفته بودم و از سردی هوا واهمه داشتم قرار شد تا به همراه آندریاس کار نظافت خانه و شستن ظروف را به سرانجام برسانیم. کار شست و شو و تمیز کردن خانه که تمام شد آندریاس زحمت کشید و دو قهوه داغ آماده کرد و دوباره به سر میز برگشتیم تا گپی خودمانی داشته باشیم. من که از ابتدا تکلیفم مشخص بود و طی سال ها آشنایی با آندریاس و خانواده اش کراراً توضیح داده بودم که من بنا بر تجربه زندگی گذشته اهل هیچ دسته و گروه و فرقه و نهادی نخواهم شد چون خصوصیات و شخصیتم چنین حکم می کند و بنابراین روی من حساب باز نکنید که در اثر کار توضیحی بتوانم به یک حزب و گروه و سازمانی ترغیب و وصل شوم. آندریاس طی سالیان گذشته با این مرام و عقایدم کنار آمده و قبول کرده بود که با من از عقاید و نظرات مذهبی و فلسفی خودش صحبت نکند چون که این مسایل مرا به یاد گذشته ای اسفناک و دردناک وصل می کرد. با این وصف، سر رشته و موضوع بحث را خودم به دست گرفتم و با پرسش از آندریاس که چگونه می شود، دولت آلمان به ویژه خانم آنگلا مرکل صدر اعظم، در مناقشات مابین ترکیه و یونان، جانب یونان را نمی گیرد و همچنین در جنگ مابین آذربایجان و ارمنستان، از ارمنستان دفاع نمی کند و داشتم ادامه می دادم که متوجه شدم دوستم آندریاس حوصله و رغبت شنیدن چنین موضوعاتی را ندارد چون که اساساً پاسخی برای این چنین مسایل سیاسی را ندارد و از سیاست و جنگ گریزان است بنابراین رشته سخن را دست آندریاس دادم تا او مثل همیشه آخرین نظرات و دیدگاه مذهبی و فرقه ای خود را شرح دهد.

آندریاس بدون مقدمه وارد بحث حساس مذهبی و فلسفی عقاید خودش که یک هشدار آخرالزمانی بود شد و النهایه نتیجه گرفت که پس از ازدیاد فساد و تباهی و بی اخلاقی و ممنوعیت دین و جنگ گرم مابین بشر زمینی، بقاء انسانی و حیات بر روی کره زمین به خطر خواهد افتاد و در نتیجه عیسی مسیح به همراه 144 هزار تن از آسمان به زمین خواهد آمد و انسان هایی که به راه و روش او ایمان دارند را نجات خواهد داد. او همچنین اعتراف کرد که سران فرقه ما از اتاق فکر جهانی که هدایت بعضی از بلایا و جنگ ها و مسایل دیگر را به دست دارند اطلاع دارند.

چیزی که آندریاس توضیح و تشریح کرد البته مسایل مختلفی را شامل می شد و تنها در قواره تئوری نمی گنجید بلکه آنان در مصاف با آینده خطرناکی که تصور و پیشبینی می کنند از نظم و سازمان کار به غایت محکمی برخوردارند و تقریباً همه اعضاء و هواداران شان در حالت آماده باش به سر می برند تا در وقت حادثه بتوانند همدیگر را پیدا کرده و اطلاع رسانی کنند و یکدیگر را نجات دهند.

فرقه ها

واقعیت این است که عیسی مسیح پیامبر، هواداران مختلف با عقاید مختلفی در روی کره زمین دارد که بعضاً نظرات و عقاید هم را قبول ندارند. اما عیسی مسیح پیامبری استثنایی بود. از آمدن و رفتنش تا معجزات و پیام صلحی که برای مردم به ارمغان آورد قابل توجه است. او در عصر جهالت که مردم جز زبان زور چیزی نمی فهمیدند تعلیم می داد، اگر کسی به طرف راست صورت تان سیلی زد طرف چپ صورت خود را نشانش دهید تا دوباره بزند(انجیل متی 5\39).

در منطق آن روز و در منطق امروز زور و قدرت که همه جا حاکم است، نصیحت و تعلیمات عیسی مسیح به مثابه تشویق ظلم و ستم است. اگر منظور عیسی مسیح همین بود، این از جانب کسی که پیامبر خدا و منجی بشر و پیامبر صلح بود، بعید است.

امروزه که بشر زمینی از علوم و تجربیات مختلفی بهره می برد می توان به تز و دکترین عیسی مسیح نگاه دیگری هم داشت. در متافیزیک، نظرات و شبه نظراتی وجود دارد مبنی بر این که اگر کسی به صورت تان سیلی زد سمت دیگر صورت تان را برگردانید تا دوباره بزند چون که در اصل این شما بودید که با فکرتان سیلی را به صورت تان جذب کردید و شخص سیلی زننده، وسیله و بهانه است. اگر چنین باشد و این استدلال و نظریه متافیزیک درست باشد که امروز نیز بسیاری از این تز چیزی نمی دانند، بنابراین دو هزار سال قبل طبعاً کسی سر در نمی آورد که عیسی مسیح منظورش، تشویق و ترغیب خشونت نیست بلکه تشویق و ترغیب انسان ها به پاک و منزه زندگی کردن است. اگر کسی آن روز چنین چیزی را می دانست و تعلیم می داد، یعنی این که او انسان زمینی نبود بلکه انسان فرازمینی بود.

اگر عیسی مسیح فرازمینی بود و هنوز نتوانستیم بفهمیم که او از کجا آمد و چرا آمد و به کجا رفت و چرا قادر به راهنمایی و نجات بشر نشد، این بار اگر عیسی مسیح بیاید و این ثابت شود که مسیح از جای دیگری و برای نجات بشر آمده است طبعاً در وهله اول و قبل از همه و قبل از این که او بتواند رهنما و ناجی هواداران و مردم باشد، همه دستاوردها و ارزش ها و آرمان های تاکنونی بشر زمینی که خون ها و رنج ها و محنت ها و ریاضت های فراوانی پایش هزینه شد، به زیر سئوال جدی خواهد رفت.

مرگبارترین فرقه های مذهبی

„پایان“