„نکاتی در باره بحث فراخوان ده حزب تجزیه طلب در تلویزیون „کانال یک

„نکاتی در باره بحث فراخوان ده حزب تجزیه طلب در تلویزیون „کانال یک

 نکاتی در باره بحث فراخوان ده حزب تجزیه طلب در تلویزیون «کانال یک»؛ ف. م. سخن

دقایقی پیش، بحثی در تلویزیون «کانال یک»، به مدیریت آقای شهرام همایون، و با حضور چهار تن، که از میان آن ها بهیه جیلانی و دکتر دوشوکی و جناب بستیجانی را می شناختم صورت گرفت.

در این بحث، که در نهایت آرامش هم برگزار شد، آقایی به نام آهنگری، در طرفداری و توجیه مواد فراخوان ده دار و دسته ی «تجزیه طلب»، سخن می گفت که چون اول برنامه را ندیدم، متاسفانه این که ایشان که هستند و چه کاره هستند را نفهمیدم.

بهتر هم شد که نفهمیدم. فرض می گیرم که ایشان رییس یکی از احزاب امضا کننده ی این فراخوان باشد و من یک ایرانی معمولی. ایشان بسیار با سواد باشد و من بی سواد.

بحث، طبق معمول بحث های ایرانی پیچش هایی داشت و مثال های نامربوطی که نه ربطی به ایران دارد نه حتی می تواند الگوی ایران قرار گیرد مطرح شد. از ساختار کشوری بلژیک تا این که تاریخ ایران ۲۵۰۰ ساله نیست، و کردها، قبل از پارس ها بر ایران حکومت می کرده اند، و معنی فدرالیسم در فرهنگ آکسفورد!

با عرض معذرت، آقای آهنگری با رطب و یابس بافتن و زمین را به آسمان چسباندن و ساختار کشور بلژیک در حلقوم تاریخ کردها کردن و ارجحیت کردها را بر پارس ها به مخاطبان زورچپان کردن، لُب کلام اش این بود که این ده حزب، خواهان کشوری به نام «ایران» هستند، و حقوق کردها و ترک ها و غیره ذالک در این «ایران» همان چیزهایی ست که سال هاست می خواهند به ضرب و زور کلمات و معنی کردن «فدرالیسم» و «ساب» فلان و «ساب» بهمان، با حقه بازی و کلک به ما حقنه کنند.

در این بحث آقای شهرام همایون مدیریت جلسه تلویزیونی را بر عهده داشتند و طبیعتا اظهار نظر شخصی نمی کردند اما بهیه جیلانی و آقای بستیجانی، جانانه و صریح و بی مماشات حقیقت چیزی را که در نهایت منظور آهنگری بود بیان کردند:
جدا کردن کردستان از ایران، به رغم تمام ایران ایران گفتن ها.

ایراد کارِ ما در مقابله با دشمنان تمامیت ارضی ایران این نیست که با آن ها بحث نمی کنیم؛ این است که بحث با دشمنان ایران و خواهندگان تجزیه ایران اصلا معنی ندارد.

مگر ما حاضریم بر سر سه جزیره، با عرب ها گفت و گو کنیم. مگر حاضریم بر سر نام خلیج فارس با کسی بحث کنیم. ما که می گویم، منظورم حکومت تبهکار اسلامی نیست. منظورم «ما» ایرانیان است.

خیر. ما بحثی بر سر سرزمین مان با هیچکس، چه داخلی چه خارجی نداریم. آن کس که می خواهد آذربایجان جنوبی را به آذربایجان علی یف متصل کند و آن را از بدنه ی ایران بِکَنَد یا خوزستان را عربستان کند، یا کردستان را به کردستان بزرگ بچسباند، تجزیه طلب و دشمن تمامیت ارضی و کشور ماست. حالا این تجزیه را در هر زرورقی که می خواهد بپیچد.

این ها هم، یک عده آدم خاص هستند که از کثافتکاری های جمهوری اسلامی سوء استفاده می کنند، و راه رهایی را به مردم آن مناطق، جدایی از ایران و پیوستن به فلان و بهمان می خوانند.

بنابراین طرف صحبت ما نه به ترک است نه به کرد نه به عرب و نه مردمی که خود را ایرانی می دانند و ایرانی می نامند.

طرف صحبت ما «دشمنان» ایران هستند و تجزیه طلبان.

در این برنامه گفته شد، ما زبان همدیگر را نمی فهمیم. ما نباید نیت خوانی کنیم.

آری. در جایی که حرف و فرهنگ تفاوت داشته باشد و صابون بسیاری چیزها به تن مان نخورده باشد و مدرک و نوشته و اسناد کنگره و تاریخِ گذشته و امثال این ها در اختیار ما نباشد، به حدس و نیت خوانی نمی توان و نباید اکتفا کرد.

ولی ما آقایان را، هم می شناسیم و هم حرف های خصمانه شان را در مورد کشورمان «ایران» و تمامیت ارضی مملکت مان شنیده ایم و خوانده ایم و به خوبی از آن آگاهی داریم. بنابراین ما نیت خوانی به صِرفِ دو کلمه حرف تازه شنیده شده نمی کنیم. با کسی هم تعارفی نداریم.

نکته به نکته بحث چهار نفر را نمی خواهم تجزیه تحلیل کنم. دلیلی هم برای صرف وقت برای چنین کاری وجود ندارد. برای ما مهمترین چیز در زندگی، «ایران» است و تمامیت ارضی آن و «تمام» مردمی که در این سرزمین زندگی می کنند و خود را «به صراحت» هم امروز و هم فردا و هم در هر شرایط دیگری ایرانی می دانند و به ایرانی بودن خود افتخار می کنند.

اما «آهنگری» در سه قسمت از گفتارش، به نوعی، زبان به تهدید غیر مستقیم گشود که ما که ۵۰۰۰ نفر در فلان جا و ۵۰۰۰ نفر در بهمان جا، برای خودمختاری شهید داده ایم، آماده ایم تا در مقابل کسانی که بخواهند حقوق ما را پایمال کنند باز هم بایستیم (نقل به مضمون و سخنان اصلی تندتر از این چیزی بود که من نوشتم به علاوه ی مقدار زیادی «حرف» در مورد اعتقاد به ایران.)

خدمت جناب ایشان خیلی صریح و روشن و بدون دیکشنری و فرهنگ آکسفورد می گویم، هر کس بخواهد یک وجب از خاک کشور ما جدا کند، دست و پایش را با نهایت قدرت قلم می کنیم. به هر دلیلی که می خواهد باشد. من نمی دانم آهنگری تا حالا خودش تفنگ دست گرفته یا نه، ولی من خیلی خوب معنی تفنگ را می دانم و معنی دشمن ی که در مقابل تفنگ قرار می گیرد.

بنابراین آقای آهنگری و ده حزب و هر کس دیگری، هر طور می خواهد حرف بزند و نظر بدهد، اما مراقب باشد کار را به تهدید عملی نکشاند.

ایران نمرده است که دشمن بخواهد آن را تکه پاره کند.