آلبانی ، موساد و مجاهدین خلق

آلبانی ، موساد و مجاهدین خلق

لینک به منبع

آلبانی ، موساد و مجاهدین خلق

تحریریه سایت نجات یافتگان در آلبانی ـ ایران آزادی ـ ۱۰٫۰۷٫۲۰۱۸

لینک به ترجمه انگلیسی

لینک به ترجمه آلبانیایی

در مقاله های قبلی به قسمتی از اهداف ” جاسوس های دست به دست شده ” یعنی سازمان مجاهدین خلق اشاره کرده ام. اینکه اساسا از چند دهه قبل سازمان مجاهدین از یک سازمان سیاسی ، اجتماعی به یک فرقه آلت دست سرویس های اطلاعاتی تغییر ماهیت داده است. روزگاری در دست صدام حسین بود، بعد ها هم عربستان سعودی ، اسرائیل و آمریکا . بنابراین بخش عمده ای از سازمان مجاهدین خلق مستقر در آلبانی و آنچه ” اردوگاه سوم ” نامیده می شود قابل بهره برداری برای سرویس های اطلاعاتی می باشند.

اما لازم است این توضیح داده شود که اگر سازمان مجاهدین خلق و رهبری آن را ” جاسوس ” می نامیم ، با اغماض از این  واژه استفاده شده است ، چرا که  اساسا مجاهدین خلق به علت عدم حداقل های توان و پایگاه سیاسی ، اجتماعی در داخل ایران حتی این پتانسیل را ندارند که  ” جاسوس ” باشند، اما از آنجا که در مزدوری و آلت دست شدن برای کشورهای بیگانه سابقه ای طولانی دارند و از این نظر صاحب تجربه و قابل اتکا هستند. بنابراین  در همین راستا نیروهای سازمان مجاهدین خلق در آلبانی به عنوان ابزار می توانند مورد استفاده سرویس های اطلاعاتی باشند و شاید به همین دلیل است که فعالیت های سیاسی و دیپلماتیک اسرائیل با کشور آلبانی گسترش پیدا کرده است تا با گسترش میدان نفوذ این کشور در آلبانی ارتباط فیزیکی بین موساد و سازمان مجاهدین خلق بهتر از گذشته صورت گیرد تا در صورت چالش های احتمالی با حکومت ایران و تضادهای منطقه خاورمیانه مورد استفاده قرار دهند.

حتما مطلع هستید که  امر مزدوری و جاسوسی توسط رهبری سازمان مجاهدین خلق مسبوق به سابقه است از ارتباط محمد رضا سعادتی عضو مرکزیت سازمان با  کا گ ب ، سرویس امنیتی اتحاد جماهیر شوروی سابق در چهار دهه قبل گرفته تا ارتباط گسترده و سیستماتیک مسعود رجوی و مهدی ابریشمچی با سرویس اطلاعاتی رژیم صدام حسین و  همچنین ارتباطات مریم رجوی با سرویس اطلاعاتی عربستان سعودی  در دهه های اخیر. اما اینک آلبانی و موساد و مجاهدین خلق میدان اصلی ارتباط عریان شده سرویس اطلاعاتی اسرائیل با سازمان مجاهدین خلق در آلبانی شده است  . به نظر می رسد این هماهنگی  برای ارتباط عمیق تر موساد با مجاهدین خلق  بعد از سفر جان مک کین سناتور آمریکایی در سال گذشته به آلبانی صورت گرفته است. لازم به یادآوری است که مک کین در این سفر به تاریخ آپریل ۲۰۱۷   با مریم رجوی در تیرانا ملاقات و با شرکت در گردهمایی  فرقه مجاهدین در آلبانی از نزدیک با مژگان پارسایی و  سایر نمایندگان مسعود رجوی و مریم رجوی آشنا و هماهنگی های لازم صورت گرفت . سناتور مک کین به موازات این دیدار ها همچنین دیدارهای مهمی را با مقامات دولت آلبانی صورت داد که بی ارتباط با دیدار رهبران مجاهدین خلق نبوده است.

در همین راستا به گزارش رسانه های آلبانی در ماه مای ۲۰۱۸ سفر وزیر دفاع اسرائیل به آلبانی صورت گرفته است  و رسانه های آلبانی این دیدار را  در ارتباط با مسائل ایران و مجاهدین خلق  ارزیابی کرده اند. اگر موضوع مسئولیت مقام اسرائیلی که نظامی و امنیتی بوده را مورد توجه قرار بدهیم، ارزیابی رسانه های آلبانی  بیراه نمی باشد که محور سفر مقام ذکر شده مجاهدین خلق و چگونگی بکارگیری آن بوده است .

مطلب مستند دیگری که به این بحث کمک می کند گزارش یکی از رسانه های آلبانی است که با عنوان ” موساد یک دفتر در تیرانا راه اندازی می کند” از آن یاد می کند که در لینک زیر آن را مشاهده می کنید .

به اعتقاد کارشناسان سیاسی در آلبانی افتتاح ” دفتر موساد در آلبانی”  و همچنین ” دفتر مبارزه با تروریسم ” می تواند به خاطر حضور مجاهدین خلق در آلبانی صحنه رقابت ها وتنش ها میان اسرائیل و ایران شود. همچنین اخبار ذکر شده بالا را شاید با خبری که دوماه قبل در رسانه های آلبانیایی مبنی بر دستگیری دو یهودی آلبانیایی در فرودگاه تیرانا و  کشف یک میلیون یورو پول نقد را مرتبط دانستند و ارتباط این دو نفر را که اتهام پول شویی دارند با شرکت مسئول سازنده ” اشرف ۳ ” مورد توجه قرار داده اند که البته همه اینها توسط مقامات قضایی و امنیتی آلبانی تحت بررسی قرار دارد.

اما آنچه که هم اکنون به قطعیت رسیده این است که آلبانی میدان ارتباط و همکاری تنگاتنگ فرقه مجاهدین خلق با سرویس امنیتی اسرائیل ، موساد، شده است. در این میان مشخص نیست در شرایط کنونی سرنوشت قربانیان اسیر در زندان اشرف ۳  و نقض حقوق بشر در آن چه خواهد شد؟

تحریریه سایت نجات یافتگان در آلبانی ـ  ایران آزادی

اهداف ” جاسوس های دست به دست شده ” در خیمه شب بازی ویلپنت پاریس

تحریریه سایت نجات یافتگان در آلبانی ـ ایران آزادی ـ ۲۷٫۰۶٫۲۰۱۸

لینک به ترجمه انگلیسی

لینک به ترجمه آلبانیایی

بخش عمده ای از سازمان مجاهدین خلق هم اکنون در آلبانی و آنچه ” اردوگاه سوم ” نامیده می شود، مستقر  می باشند  و بخش دیگر آن در اورسورواز ، حومه  شهر پاریس هستند . آنها تلاش می کنند امسال نیز در ۳۰ ژوئن ۲۰۱۸  با تمام قوا، یعنی استخدام تماشاچی و سخنران با پول های گزاف و  برای جلب حمایت خارجی  به طرز معنا داری پا به میدان بگذارند و خیمه شب بازی خود  در ویلپنت پاریس را برای جلب حمایت خارجی برگزار کنند. یعنی استخدام تماشاچی خارجی را به جای نیروهای تشکیلاتی و  یا مردم ایران جا بزنند و خود را برای قدرت های خارجی نیروی متشکل سازماندهی شده عرض کنند.

این ترفند دقیقا مشابه همان کاری است که مسعود رجوی و مریم رجوی در مهر ماه سال ۱۳۷۰ در پادگان اشرف ـ عراق طی یک مانور چند ساعته با صد ها تانک و نفر بر ارتش صدام حسین انجام دادند. آنها برای این کار ده ها خبرنگار خارجی را به اشرف آورده بودند تا با ابزار قدرت دیگران نمایش قدرت بدهند و  برای اینکه کمبود نیروی انسانی خود را لاپوشانی کنند، اعضای سازمان مجاهدین  دستور تشکیلاتی از مسعود رجوی و مریم رجوی دریافت کردند.

در این دستور اعضای سازمان موظف شدند وقتی از جلوی جایگاه استقرار مسعود رجوی و مریم رجوی و خبرنگاران عبور کردند و از دید خبرنگاران خارج شدند کار خود را تمام شده تلقی نکنند و باید بلافاصله   به مقر های خود بروند و با تعویض لباس در هیبت و نقش جدید دوباره ادوات جنگی دیگری را هدایت کنند و یا یگان های رژه رونده سازماندهی شوند.  بدون تردید و براساس شهادت صد ها شاهد ،  هر عضو سازمان در پادگان اشرف چندین بار این کار را انجام داد و افرادی بودن که هفت یا هشت بار نقش عوض کرده بودند. براساس این سناریو هر فرد غیر مطلع که در صحنه حضور داشت یا فیلم غیر منقطع این فیلم چند ساعته را مشاهده می کرد ، برآورد کمی و کیفی نیروهایی سازمان مجاهدین را چندی برابر اشتباه تخمین می زد تا جاییکه  رجوی با پخش فیلم این خیمه شب بازی دروغین توانسته بود نیروهای خود را چندین برابر جا بزند که بعضی از دولتهای خارجی و حتی سرویس های اطلاعاتی را فریب داد در حالیکه سرانجام مشخص شد سازمان مجاهدین در عراق تنها ۳۵۰۰ تا ۴۰۰۰ نیرو داشته است.

همانطور که می دانید  مسعود رجوی و مریم رجوی رهبران  فرقه مجاهدین خلق هر ساله  این روز ،  ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰ ، را که  فرمان مبارزه مسلحانه  برای اعضاء و هوادارانش علیه حکومت جمهوری اسلامی  صادر کرد، پاس می دارند  و ضمناً تلاش می کنند رسانه های غیر ایرانی  را با پول  و در راستای سناریوی بالا به نفع موقعیت متزلزل خود به صحنه بیاورند.

احتمالا فرقه مجاهدین به روال هر ساله خودش  باید امسال هم چند ده هزار به آمار شرکت کنندگان سال گذشته خود اضافه کند. باید دید امسال این رقم دروغین را به به چند می رساند. البته تا کنون فرقه رجوی هیچگاه توضیح نداده است که  این چه تالاری  است که  می تواند حداقل  صد هزار نفر !!؟ را در خود جای بدهد!!

اما پرسشی که مطرح می شود این است که  آیا این بار  در خیمه شب بازی خود حداقل یک سخنران ایرانی را در میز سخنران های خود جا می دهد؟ یا اینکه به مانند همیشه سخنران های اجاره ای را در این گردهمایی ها بکار می گیرد؟

آیا از انبوه شخصیت های مخالف جمهوری اسلامی یک نفر پیدا نمی شود که سازمان مجاهدین به وی اجازه سخنرانی بدهد؟ آیا در میان اعضای ایرانی مستخدم خود در شورای ملی مقاومت نیز کسی پیدا نمی شود؟ آنها حتی به مهدی سامع که وابستگی مالی اش به مجاهدین خلق محرز و قطعی است اجازه سخنرانی نمی دهد ونمی توانند اعتماد کنند؟

ترفند جدید مسعود رجوی در سال جدید همزمان با  اتخاذ ” راهبرد تحریم و جنگ ترامپ علیه ایران ”  می باشد و به دلیل اینکه حتی در درون تشکیلات این وابستگی تمام عیار به سیاستمداران آمریکایی با بحران مشروعیت روبرو شده است، قصد دارد پز ایرانی بودن بدهد. به همین جهت رجوی  بعد از چند دهه یاد اسطوره های شعر و ادبیات پارسی به مانند فردوسی ، رستم و سهراب و سیاوش افتاده تا با پخش گسترده عکس هایی از نمادهای ملت ایران در میان خیمه شب بازی خود در ۳۰ ژوئن ۲۰۱۸ در ویلپنت پاریس   ماهیت ضدایرانی خود را ماستمالی و از بحران مشروعیت ایجاد شده بکاهد؟ اما مگر شدنی ست؟ مگر می توان لباس مزدوری و خشونت را از تن مجاهدین خلق در آورد؟ لباس مزدوری برای صدام حسین ، شیوخ عرب حاشیه خلیج فارس ، جنگ طلب های آمریکایی و سرویس های امنیتی اسرائیل و عربستان به این سادگی از تن رجوی بیرون نخواهد آمد، چرا که همچنان اندیشه خشونت طلبانه و تروریستی در جای جای ذهن و قلب رجوی لانه کرده است. آیا رجوی تصور کرده است با رساندن  خود از عراق به آلبانی ، مردم ایران دچار فراموشی می شوند؟

آیا رجوی فکر می کند که اگر در دست اربابان قدرت دست به دست شدند، مردم ایران را تشخیص نمی دهند؟ در پایان لازم به یاداوری است که بحران مشروعیت از یک سو و بی آیندگی تصمیم های سیاسی و استراتژیک رهبری سازمان مجاهدین در درون تشکیلات آلبانی به نارضایتی ها دامن زده و عمق تازه ای بخشیده است . به موازات آن  فعالیت خانواده های قربانیان و همچنین اعضای جداشده از مجاهدین خلق در آلبانی و سایر کشورهای اروپایی برای منتقدین و ناراضیان نقطه امید شده  است.