آشنایی با جعلیات سازمان مجاهدین خلق ایران

آشنایی با جعلیات سازمان مجاهدین خلق ایران

لینک به منبع

آشنایی با جعلیات سازمان مجاهدین خلق ایران

آشنایی با جعلیات سازمان مجاهدین خلق ایران فرقه رجوی

جعل اخبار، مطلب، سند و ارائه آمار غلط، از شگردهای راهبردی و همیشگی سازمان مجاهدین خلق ایران است. گویی سازمانی که برای بهروزی خلق، عدالت و برپایی جامعه ای عاری از ستم پدید آمده بود، با جعل و دروغ متولد شده و حیات خود را در تداوم آن می بیند.

برای اثبات این موضوع اگر آمار، اسناد، فیلم ها و نوشته های آنان از سال ۱۳۵۷ تا کنون در نشریات و رسانه هایشان را دنبال کنیم، در بسیاری از زمینه ها به این حقیقت پی خواهیم برد.

یک قلم، بیلان عملیات های نظامی مجاهدین خلق علیه حکومت جمهوری اسلامی ایران، که بسیاری از آنان حتی در نشریه مجاهد ثبت گردیده، گویای همین موضوع می باشد. بر اساس اسناد بجا مانده از آرشیو نشریه مجاهد، ارگان رسمی سازمان مجاهدین خلق، آنها از سال ۱۳۶۰ تا سال ۱۳۸۲ شمسی، صدها هزار عملیات انجام داده و طی آن عملیات ها بیش از یک میلیون تن از افراد نظامی و غیر نظامی ایران را کشته و چند میلیون نفر را نیز مجروح کرده اند. اما آیا واقعیت چنین بوده که آنها در نشریات و رسانه هایشان گفته یا نوشته اند؟

نمونه دیگر راجع به آمار وارقام ارتش خصوصی صدام حسین یا ارتش موسوم به آزادیبخش ملی است که سه سال پس از شکست در عملیات فروغ، روز ۲۶مهر سال ۱۳۷۰ از مقابل مسعود رجوی، مریم رجوی و فهیمه اروانی در پادگان اشرف رژه رفت و خبرگزاری های بین المللی، آمار افراد نظامی مجاهدین مستقر در پادگان اشرف را بین ۷۰ هزار تا ۱۵۰ هزار نفر گزارش نمودند.

نگارنده که همانموقع در همان رژه شرکت داشت، همانند دیگر اعضای مجاهدین بیش از ده بار پس از رسیدن به نقطه پایانی رژه، با تغییر لباس و سوار شدن بر خودرو یا وسیله ای دیگر، از مقابل مسعود و مریم رجوی و خبرنگاران خبرگزاری های بین المللی همچون سی ان ان و … رژه رفت و خبرنگارانی که در محل مورد نظر یا نقطه پایانی رژه قرار گرفته بودند، از رژه نظامی ۷۰ هزار نفری مجاهدین و برخی دیگر از یک آلترناتیو شایسته و قدرتمند با ۱۵۰ هزار مسلح درمرزهای ایران نام بردند.

انتخاب نوع لباس و شرکت مجدد در سیکل ده و بیست باره رژه، بعهده افراد نبود و فرماندهان مجاهدین بودند که تعیین می کردند، چه کسی چگونه و با چه لباسی و در رژه کدام یکان مجددا شرکت نماید.

این موضوع سال های سال باعث گمراهی سازمان های اطلاعاتی آمریکا ،کشورهای اروپایی و شخص صدام حسین شده بود. بطور مشخص وقتیکه ارتش آمریکا پس از سقوط صدام حسین، پادگان اشرف را تسخیر نمود، در جستجوی مینیمم ۷۰ هزار مجاهد خلق بود.

سال ۲۰۰۳ میلادی وقتی مجددا از دست مجاهدین فرار کرده و این بار به نیروهای آمریکایی در کمپ تیپف پناه بردم، در یکی از گفتگوهایی که با فرمانده نیروهای آمریکایی داشتم او از من پرسید شما بعنوان یکی از مسئولین لجستیک که به لیست پرسنلی دسترسی داشتید و از اعضای قدیمی سازمان مجاهدین بشمار می آیید، تعداد آنها را چند نفر می دانید.

به او گفتم که بیشترین آمار مجاهدین در سال ۱۳۶۷ و برای عملیات فروغ جاویدان بود که تعدادشان ماکزیمم بین ۴۸۰۰  تا ۵ هزار و چند صد نفر می رسید.

پاسخ داد که نمی تواند باور کند. پرسیدم چرا؟ با اشاره به تعدادی سند و نشریات آمریکایی که روی میز اش قرار داشت، گفت اینها که دروغ نمی گویند. گفتم نه دروغ نمی گویند، اما حقیقت را هم نگفته اند. مجددا پرسید چرا اینطور فکر میکنم؟  که در پاسخ وقایع رژه ۲۶ مهر ماه سال ۱۳۷۰ را بازگو کرده و توضیح دادم که چگونه کمتر از ۴ هزار نفر، تا ۲۰ بار از جلو مسعود رجوی و خبرنگاران حاضر در رژه عبور کردند، تا مینیمم ۷۰ هزار نفر جلوه کنند. رجوی اینگونه در برابر غرب و صدام حسین برای ارتش خود سند سازی کرده و دست به جعل آمار زد تا از قبل آن درآمد زایی نماید.

دروغ دیگری که سال ها است سازمان مجاهدین روی آن مانور می دهد و از مدتی پیش نیز مریم رجوی شخصا وارد آن شده، ادعای بیش از ۳۰ هزار اعدامی زندانی پس از عملیات موسوم به فروغ جاویدان می باشد.

http://www.maryam-rajavi.com… 

ادعایی که پس از گذشت مدتی از عملیات در نشست های گوناگون از خود مسعود رجوی شنیده و بیلان آن مدام در تغییر بود. مسعود رجوی آن روزها تعداد زندانیان مجاهد کشته شده در زندان ها را ابتدا حدود ۷۰۰ نفر اعلام نمود و پس از آن و در مناسبت های گوناگون از چند هزار به ده هزار و از پانزده هزار تا ۳۰ هزار نفر افزایش داد. بگذریم که هیچ وقت زندان های حکومت ایران، این تعداد زندانی مجاهد، تاکید می کنم زندانی مجاهد نداشته که تا آن تعداد نیز اعدام هم شده باشند.

ایرج مصداقی طی درج مطلبی در وب سایت خود آمار اعدامی های مجاهد سال ۱۳۶۷ را ۳۲۰۰ نفر ذکر نموده است.

http://www.irajmesdaghi.com/… 

او در توضیح این موضوع افزوده است؛ در لیست منتشره از سوی مجاهدین علی‌رغم تلاش‌ زیاد، از یک سو نام تعداد زیادی از زندانیان اعدام شده از قلم افتاده است و از سوی دیگر نام تعدادی از زندانیان اعدام شده که ربطی به قتل‌عام سال ۶۷ نداشتند و یا وابسته به گروه‌های دیگر بودند و… آمده است.

از جعلیات دیگری که در رابطه با مسئله فوق وجود دارد و مجاهدین از ۱۲ هزار  شروع کرده و در حال حاضر ۱۳۰ هزار نفر اعلام می نمایند، تعداد کشته های آنان در عملیات ها، دستگیری ها یا اعدام ها توسط حکومت ایران می باشد.

براساس آماری که طی ۳۰ سال گذشته از مجاهدین خلق منتشر شده، مسعود رجوی تا سال ۱۳۶۵ تعداد کل شهدای مجاهدین را چند هزار نفر اعلام می دارد. پس از عملیات موسوم به فروغ جاویدان، آمار مورد نظر به ۱۷ هزار نفر ارتقاء می یابد. اما پس از مدتی به ۳۰ هزار، پنجاه هزار، هفتاد هزار و پس از سال ۱۳۷۷ به ۹۰ هزار و اندکی بعد به ۱۰۰ هزار و در سال ۱۳۸۰ به ۱۲۰ هزار نفر می رسد. پس از سقوط صدام  حسین در سال ۱۳۸۲ نیز آماری که سیر سعودی داشته با ۱۰ هزار نفر دیگر در نهایت روی ۱۳۰ هزار نفر تثبیت می گردد.

بعبارتی حساب و کتاب سازمان مجاهدین می خواهد این مسئله را عنوان نماید که آنان تا عملیات موسوم به فروغ جاویدان که ماکزیمم ۵ هزار نیرو در سرتاسر جهان داشته اند، زیر ۱۰ هزار نفر کشته داده اند. اما پس از آن تا سال ۱۳۸۲ یعنی پس از سقوط صدام حسین که آمار آنان به ۳۲۰۰ نفر رسیده است، ۱۲۰ هزار کشته در ایران و در جنگ با حکومت ایران متحمل شده اند.

با این آمار و ارقام دروغین می خواهند مدعی شوند که بدنه اصلی مجاهدین در ایران حضور دارد و در جنگ ۳۶ ساله ای که تا کنون با حکومت ایران داشته اند، بیش از ۱۳۰ هزار نفر از آنان کشته شده اند.

اما همه ما می دانیم که پس از سال ۱۳۶۴ شمسی، هیچ تیم و هسته ای از مجاهدین در ایران باقی نمانده بود. مجاهدین همه اعضا و هواداران خود را از ایران خارج کرده و به عراق یا کشورهای اروپایی انتقال داده بودند که مجموع آنان در نهایت به ۵ هزار و اندی نفر رسید که همه آنان نیز در عملیات فروغ جاویدان شرکت داشتند.

همه ما و آنهایی که طی این سال ها در سازمان مجاهدین بودند، دقیقا می دانیم که هیچ نیرویی از مجاهدین در داخل خاک ایران حضور نداشته و ندارد. از سال ۱۳۶۴ تا سال ۱۳۸۲ و سرنگونی صدام حسین، تمامی عملیات های سازمان مجاهدین در داخل خاک ایران، با اعزام تیم ها و واحد های عملیاتی از داخل خاک عراق و با پشتیبانی ارتش و سازمان اطلاعات و امنیت صدام حسین صورت گرفته است.

تیم های عملیاتی که اقدام به ترور سرهنگ صیاد شیرازی و لاجوردی نمودند، نیز از پایگاه های مجاهدین در داخل خاک عراق و با پشتیبانی نیروهای نظامی وامنیتی صدام حسین به ایران اعزام شده بودند. اما سازمان همانند دیگر جعلیات اش آنان را واحد های عملیاتی مجاهدین در داخل خاک ایران قلمداد نمود، تا وانمود نماید که پایگاه اجتماعی داشته و عملیات هایش با پشتوانه مردمی از داخل ایران صورت می گیرد.

براساس آماری که بنیاد هابیلیان تحت عنوان لیست ۱۷۰۰۰ شهید ترور کشور منتشر نموده، سازمان مجاهدین خلق ایران از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۹۶ شمسی، کمتر از ۱۸ هزار ایرانی را در عملیات های تروریستی، درگیری ها و حمله های نظامی خود در خاک ایران به قتل رسانده اند. آمار کشته های مجاهدین در طی این دوران کمتر از ۱۵ هزار نفر می باشد. بعبارتی مجاهدین بیشتر کشته و کمتر کشته داده اند.

http://www.habilian.ir/fa/… 

مجاهدین بر اساس کتابی که توسط مریم رجوی به سناتور مک کین در سال ۲۰۱۷ هدیه کردند، اسم و مشخصات ۲۰ هزار تن از کشته شدگان مجاهدین را منتشر نموده اند.

آشنایی با جعلیات سازمان مجاهدین خلق ایران فرقه رجوی

مریم رجوی یک لیست از شهدای ضد امپریالیست مجاهدین خلق را به سناتور مک کین در تیرانا در سال ۲۰۱۷ تقدیم می کند.

اما در همان کتاب که سال ها پیش از این به زبان فارسی منتشر شده، و کشته های تمامی گروه های سیاسی ایران را در بر می گیرد. از مجاهد گرفته تا حزب توده، فدائیان، پیکار و … آنها مشخصات ۲۰ هزار نفر را توانسته اند جمع آوری نمایند. از طرفی بخشی از آن اسامی و مشخصات نیز تکراری است. مطمئنا اگر وجود داشت بیشتر می نوشتند اما نیافتند و یا وجود خارجی نداشت.

بنابر این آمار کشته های مجاهدین طی ۳۶ سال گذشته کمتر از ۱۵ هزار نفر می باشد. بعبارتی مجاهدین بیشتر کشته و کمتر کشته داده اند. اما همانگونه که در سطور بالا نوشتم، اگر به آمار و ارقامی که در نشریات سازمان مجاهدین اعلام گردیده نگاه کنیم و آن آمار و ارقام را تا کنون جمع بزنیم، آنان طی ۳۶ سال گذشته بیش از یک میلیون ایرانی را در عملیات های گوناگون به قتل رسانده و چند میلیون را نیز مجروح نموده اند، که سراسر دروغ، جعلی، برای بزرگنمایی و فریب افکار عمومی است.

مسئله قابل ذکر دیگر، بحث جداشدگان سازمان مجاهدین است. چه افرادی که تا سال ۱۳۸۲ از مجاهدین جداشده بودند و چه آنان که پس از سقوط صدام حسین قرارگاه های مجاهدین را با فرار یا درد و رنج بسیار ترک گفته و خود را به ایران یا یکی از کشورهای اروپایی رساندند.

آنهایی که لب از لب نگشودند و کلامی در انتقاد از سازمان رجوی نگفتند، تا کنون از تیرهای زهرآگین مجاهدین در امان مانده اند. اما آنانی که از مجاهدین انتقاد کرده و اقدام به افشاگری نمودند، به یکباره از نظر مجاهدین عضو وزارت اطلاعات، عضو سپاه پاسداران، شکنجه گر، تیر خلاص زن و عضو سپاه قدس معرفی شدند. از سال ۱۳۸۲ تا کنون بیش از هزار و چند صد نفر از مجاهدین جداشده و پی کار و زندگی خود رفته اند. برخی مجددا به دنیای سیاست پیوند خوردند و برخی دیگر از موضع حقیقت گویی، از سازمان مجاهدین خلق، از رهبری سازمان، تشکیلات ضد دموکراتیک، اجبارها، راهبردها و معاملات خائنانه با دولت ها و سرویس های امنیتی علیه مردم ایران، همکاری با صدام حسین برای ترور شهروندان ایرانی، عدم آزادی، نقض حقوق بشر در تشکیلات یا زندان های درون سازمانی، شکنجه گاه های مجاهدین در عراق و … حرف زدند.

این افراد کسانی نبودند که یک شبه به مجاهدین پیوسته باشند. برخی از آنان بیش از ۳۰ سال در تمامی فراز و نشیب ها، فشارها و سختی ها همراه مجاهدین بودند. علاوه بر آن تمام دارایی، زندگی و هست و نیست شان را به سازمان داده  بودند. اما همین افراد یک شبه مامور و جاسوس جمهوری اسلامی معرفی شدند، تا مبادا کلام حق آنان پرتویی برای روشنایی شب سیاهی بنام سازمان مخوف مجاهدین خلق باشد.

ذکر این موارد در مقدمه، برای آن بود که به دو مورد جعل بزرگ سازمان مجاهدین نسبت به عملیات موسوم به فروغ جاویدان اشاره نمایم.

مورد اول راجع به بیلان کشته ها و مجروحین دو طرف در عملیات مذکور است.

سازمان مجاهدین خلق از مرداد سال ۱۳۶۷ تا کنون، دائما در حال تغییر آمارهای گوناگون آن عملیات است. در جدیدترین آمار منتشر شده پس از ۲۹ سال که با اولین تاریخ، یعنی گزارش روز ۸ شهریور ۱۳۶۷ در وب سایت سازمان مجاهدین خلق منتشر گردیده تا سوءظنی نسبت به تغییرات آماری ایجاد ننماید، آمده است؛

https://www.mojahedin.org/… 

مجموع نیروهای خمینی که در عملیات بزرگ فروغ جاویدان دست‌اندرکار مقابله با ارتش آزادیبخش ملی ایران بودند، حدود ۲۰۰ هزار نفر بود. مجموعه تلفات دشمن ـ‌ اعم از کشته و زخمی‌ـ از ابتدا تا انتهای عملیات به ۵۵ هزار تن بالغ شد.

در اینجا دروغ مجاهدین در ذکر همین دو رقم آماری است که در مطلب شان اشاره کرده اند. سال ۱۳۶۷ شمسی، کل نیروهای رزمی و آماده ایران که در سرتاسر مرزهای ایران و عراق حضور داشتند، بالغ بر ۳۰۰ هزار نفر می شد. که این تعداد نیز در سرتاسر خط مرزی ۱۴۵۸ کیلومتری بین دو کشور ایران و عراق تقسیم شده بودند.

آنموقع آمار جمعیت ایران نزدیک به ۴۰ میلیون نفر بود و امروز در سال ۱۳۹۶ پس از گذشت ۲۹ سال از آن وقایع، ایران ۸۰ میلیون نفری، در مجموع ۵۴۵ هزار نیروی مسلح دارد. که از این تعداد ۱۲۵ هزار نفر مربوط به سپاه پاسداران و ۴۲۰ هزار نفر نیز مربوط به ارتش می باشد.

مجاهدین با این بزرگ نمایی اینطور می خواهند در اذهان القاء کنند که گویا آنها با تمامیت حکومت ایران درگیری نظامی داشته اند. در صورتیکه مجاهدین در قصر شیرین، کرند و اسلام آباد یعنی در یکی از نقاط بسیار خلوت جنگی آن موقع، اساسا با نیروی نظامی قابل توجهی مواجه نبودند. به همین دلیل هم بود که توانستند ظرف ۲۴ ساعت از مرز ها عبور کرده و پس از قصر شیرین، شهرهای کرند و اسلام آباد را تسخیر نمایند.

جعل دیگر راجع به آمار کشته ها و مجروحین جبهه مقابل مجاهدین در عملیات موسوم به فروغ جاویدان است. مجاهدین می گویند طی آن عملیات ۵۵ هزار تن از نیروهای نظامی ایران که سد راه آنان شده اند را کشته یا مجروح نموده اند.

در صورتیکه براساس آمارهای رسمی و موثق، طی دوران جنگ ۸ ساله ایران و عراق آمار کل کشته ها بین ۱۲۳ هزار تا ۱۶۰ هزار نفر اعلام شده است.

https://fa.wikipedia.org/wiki… 

آمار مجروحین جنگ ۸ ساله نیز بین ۳۲۰ هزار تا ۵۰۰ هزار نفر برآورد گردیده است.

حال با حساب و کتاب مجاهدین که عملیات شان فقط ۳ روز از سوم تا ششم مرداد ماه ۱۳۶۷ طول کشیده و خود  شکست خورده و سرافکنده، با قریب به ۳۵۰۰ کشته و مجروح به عراق بازگشته اند، چگونه توانسته اند به اندازه ۴ سال از جنگ ایران وعراق، تلفات وارد کرده و از نیروهای نظامی حکومت وقت ایران کشته و مجروح بگیرند؟

نیرو و آمار واقعی مجاهدین در عملیات موسوم به فروغ جاویدان تقریبا پنج هزار و پانصد نفر بود و در طرف مقابل نیز با کمی بیش از همین تعداد درگیری رودرو داشتند. آنهم در روز سوم یعنی در تنگه چهارزبر و هنگام عقب نشینی به پایگاه های خود در عراق. چرا که در روزهای اول و دوم یعنی تسخیر شهر های کرند و اسلام آباد تا رسیدن به تنگه چهارزبر فقط با مردم و نیروهای پراکنده محلی درگیر شده بودند!

طبق آماری که بنیاد هابیلیان با اسم و فامیل و شغل منتشر نموده، در مجموع ۳۰۴ نفر از جبهه مقابل مجاهدین کشته شده اند. که در دسته بندی شغلی بشرح زیر می باشند؛

http://www.habilian.ir/fa… 

سرباز یا کادر ارتش               ۴۳ نفر

عضو سپا ه پاسداران               ۸۴ نفر

عضو بسیج                           ۳۲ نفر

عضو جهاد سازندگی               ۶ نفر

دانش آموز و دانشجو               ۵۵ نفر

طلبه و روحانی                      ۷ نفر

مردم، کسبه، کارگر، کارمند      ۷۷ نفر

خبرگزاری دفاع مقدس نیز طی درج مقاله ای با عنوان؛ آخرین عملیات دفاعی ایران در جریان جنگ تحمیلی، اشاره نموده است که سپاه بدر یعنی نیروی عراقی که در نواحی مرزی ایران مستقر بوده و  با صدام حسین می جنگید، نیز در این عملیات حضور داشته و جزو اولین یکان های نظامی بوده که راه عبور مجاهدین از تنگه چهارزبر به سمت کرمانشاه را بسته است. سپاه بدر طی این عملیات سه روزه ۱۵۰ تن از نیروهایش را در جنگ با مجاهدین از دست داد.

http://defapress.ir/fa… 

حال اگر این آمار نیز به آمار بنیاد هابیلیان اضافه شود، می توان گفت که اعضای سازمان مجاهدین ۴۰۴ تن از جبهه مقابل خود را طی ۳ روز جنگ کشتند.

ویکی پدیا نیز آمار کشته های طرفین را به ثبت رسانده و آمار افراد کشته شده از جبهه مقابل مجاهدین را ۴۰۰ نفر اعلام نموده است.

https://fa.wikipedia.org/… 

اما مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس آمار متفاوتی ارائه می دهد. این مرکز طی درج دو سند و تحت عنوان آمار شهدا و مجروحین یگان های شرکت کننده درعملیات مرصاد نوشته است؛

http://defamoghaddas.ir/fa/… 

در سند حاضر، آمار شهدا و مجروحین عملیات مرصاد یگان های مختلف  از تاریخ ۱۳۶۷/۵/۳  الی ۱۳۶۷/۵/۸ ، اینچنین اعلام شده است.

عملیات مرصاد، در حقیقت یک پاتک فعال، بر ضد نیروی مهاجم بود. در این عملیات که بدون برنامه ریزی قبلی انجام گرفت، تعداد شهدا نسبت به سایر نبردها بالاتر بود. اما تعداد تلفات انسانی نیروی مهاجم دشمن ( منافقین) به هزاران تن رسید.

آمار کل شهدا              ۱۰۷۶ نفر

آمار کل مجروحین         ۲۹۳۴ نفر

آشنایی با جعلیات سازمان مجاهدین خلق ایران فرقه رجوی

آشنایی با جعلیات سازمان مجاهدین خلق ایران فرقه رجوی

لازم به ذکر است که اسناد مندرج در وب سایت فوق، از طرف دیگر منابع حکومتی مورد تایید قرار نگرفته است. با اینحال آمار ارائه شده در آن وب سایت را بعنوان ماکزییم آمار ارائه شده مد نظر قرار می دهیم.

بنابر این طبق آمار رسمی اعلام شده از طرفین جنگ می توان گفت که سازمان مجاهدین خلق در عملیات موسوم به فروغ جاویدان بیش از ۱۴۰۰ کشته و بیش از ۱۷۰۰ مجروح داد و از طرف مقابل بین ۴۰۴ الی ۱۰۷۶  نفر را کشته و از ۳۰۰  تا ۲۹۳۴ نفر را مجروح نموده است.

اما مورد دوم مربوط به نحوه کشته شدن طاهره طلوع در عملیات موسوم به فروغ جاویدان، عکس و اخبار جعلی نسبت داده شده به او می باشد.

طاهره طلوع بیدختی، دانشجوی رشته معماری بود. که از سال  ۱۳۵۸ در فعالیت های دانشجویی هوادار سازمان شد. پس از درگیری های سال ۱۳۶۰ در یک هسته مقاومت فعالیت خود را ادامه می دهد. کار آن هسته مقاومت، نوشتن مخفیانه شعار در معابر عمومی، ریختن چسب قطره ای در قفل درب ماشین های دولتی، پخش شبنامه ها و اطلاعیه و … بوده است. او در سال ۱۳۶۱ توسط قاچاقچی های مجاهدین از ایران خارج شده و از سال ۱۳۶۶ وارد تشکیلات مجاهدین در ارتش موسوم به آزادیبخش می گردد.

طاهره طلوع بیدختی یا آنطور که مجاهدین می گویند فرمانده سارا، در عملیات فروغ شرکت داشته و در روز ششم مرداد ماه ۱۳۶۷ و حین عقب نشینی در درگیری های حسن آباد کشته می شود.

چند ماه پس از آن واقعه مسعود رجوی در یکی از نشست ها از فرمانده سارا یاد کرده و به اعضای سازمان که در نشست او حضور داشتند می گوید که دشمن قبل از اینکه او را بکشد به او تجاوز کرده و سپس دشنه ای را در قلب اش فرو میکند. سپس او را از تک درختی در تنگه چهارزبر آویزان می نماید که مدت ها لکه های خون او روی دیواره صخره پدیدار بوده است.

مسعود رجوی در آن نشست تصویری سیاه و سفید و با کیفیت بسیار پایین از آن واقعه را به مجاهدین نشان می دهد. همان تصویر سال بعد در سالگرد همان عملیات در نشریه مجاهد منتشر می گردد. چند سالی فقط همان تصویر سیاه و سفید منتشر می شد که با کیفیت بسیار پایین بوده و تقریبا چیزی بطور واضح مشخص نبود.

پس از گذشت بیش از ده سال از آن واقعه، مجاهدین برای اولین بار یک تصویر رنگی بجای همان تصویر سیاه و سفید در رسانه های خود منتشر می نمایند که تا کنون تکرار شده است. از سال ۱۳۹۰ و بطور مشخص از چهارم مرداد ماه ۱۳۹۳ وب سایت مجاهدین اقدام به انتشار تصویر رنگی از آن واقعه در کنار تصویر و فیلم مکان مورد نظر می نماید.

https://www.mojahedin.org/n… 

جدای از داستانسرایی ها و قهرمان سازی های معمول مجاهدین که پس از مرگ به نفراتشان نسبت می دهند، طاهره طلوع آنگونه که من در جریان بودم در اطراف تنگه حسن آباد ابتدا زخمی شده و سپس بعلت خونریزی زیاد کشته می شود. جسد او بر روی یکی از تپه ماهورها و در کنار اجساد سایر مجاهدین قرار داشت.

اما مجاهدین برای نیازمندی های درونی و تبلیغات بیرونی و سوء استفاده از قوانین حقوق بشری در غرب، از تصویری که برای او جعل کرده بودند یک حماسه بسیار اکشن آفریدند. بی آنکه متوجه تناقض حماسه سرایان، مکان های واقعی و اشکالات آشکار در جعل تصویر باشند.

آشنایی با جعلیات سازمان مجاهدین خلق ایران فرقه رجوی

در تصویر رنگی منتشر شده و نسبت داده شده به طاهره طلوع چند تناقض و اشکال جدی وجود دارد که جعل کار مجاهدین نتوانسته است آنها را رفع و رجوع نماید.

۱.در تصویر مورد نظر ظاهرا طاهره طلوع از یکی از شاخه های یک تک درخت آویزان شده است. قطر شاخه درختی که هم اکنون نیز در عالم واقع پس از ۲۹ سال  در همان ناحیه وجود دارد تقریبا بین ۳ الی ۴ سانتی متر است. طاهره طلوع تقریبا بین ۴۸ تا ۵۵ کیلوگرم کیلو وزن داشت. آنطور که در عکس دیده می شود، این جسم ماکزیمم ۵۵ کیلویی از شاخه ای به قطر ۴ سانتیمتر با یک طناب خیالی با قطری تقریبا ۵ سانتیمتر که تناسخی با دیگر اجزای تصویر ندارد، آویزان شده است بدون آنکه شاخه یا درخت کج شده باشند.

۲.اگر به تصاویر رنگی که مجاهدین منتشر نموده اند نگاه کنیم، می بینیم که آن درخت تفاوت زیادی با وضعیت فعلی که ۲۹ سال می گذرد نداشته و درخت با جسد آویزان در ۲۹ سال پیش  با درخت  بدون جسد آویزان پس از ۲۹ سال تقریبا یک حالت دارند، خمیده نیستند و هر دو در یک راستا می باشند.

آشنایی با جعلیات سازمان مجاهدین خلق ایران فرقه رجوی

تک درخت مورد بحث در اطراف تنگه چهارزبر

۳.از آن تک درخت تا آن صخره ای که جسد روی آن آویزان است، تقریبا ۶ متر فاصله است. این ۶ متر بصورت یک شیب می باشد. اگر یک وزنه ۵۵ کیلویی طوری به آن درخت آویزان شود که قطر طناب نیز حدود ۵ سانتیمتر باشد، تا اواسط صخره در لبه بالایی شیب باید شکسته باشد. یعنی طناب با یک زاویه شکسته و کاملا مشخص دیده می شود. اما در تصویری که مجاهدین منتشر کرده اند، علائمی از شکستن زاویه طناب در لبه بالایی صخره دیده نمی شود و طناب کاملا مستقیم و راست می باشد.

۴.نحوه بسته شدن طناب قطور ۵ سانتی به پاهای جسد کاملا مصنوعی است. طبق تصویر، طناب به یک پا بسته شده و پای دیگر آزاد است. از طرفی محل بسته شدن طناب به پای جسد، مچ پای او نیست بلکه نوک پوتین نظامی اوست که بر روی هواست که این نیز غیر ممکن است.

۵.تصویر نشان می دهد که پای چپ که از طناب آزاد است با کمی انحراف در همان راستای پای راست قرار دارد. این نیز غیر ممکن است. پای چپ که به طناب متصل نیست می بایست شل بوده و با زاویه زیادی به سمت چپ تصویر منحرف می شد که نشده است. در واقع جسد آویزان شده همانند یک مجسمه خشک شده بنظر می رسد.

۶.در آن عملیات بلیز زنان مجاهدین تا زیر زانو دراز و آویزان بود. در تصویر مورد نظر، بلیز جسد می بایست به پایین شل و آویزان میشد که چنین چیزی دیده نمی شود.

۷.دست چپ جسد که باند سفید رنگ روی آن دیده می شود با کمی زاویه رو به پایین آویزان است. اما دست راست جسد چنین نیست و گویا یک زاویه ۴۵ درجه از ناحیه آرنج دارد که این نیز واقعی نمی باشد.

۸.کف دست سمت چپ تصویر تقریبا واضح است، اما از ناحیه باسن تا سر و دست راست کاملا سیاه و تیره است، گویی که سوخته باشد. اما جسد واقعی طاهره طلوع نسوخته بود و فقط گلوله خورده بود.

۹.رنگ خونی که روی صخره و در زیر و اطراف جسد با هنر جعل عکاسی پاشیده شده که با علم امروز می توان آنالیز نمود، همرنگ حفره های تیره زیر یا بالای صخره می باشد که با رنگ خون تیره رنگ روی سر و لباس تفاوت داشته و اساسا به جنسی از رنگ خون شباهتی ندارد.

۱۰.اگر همین تصویر منتشر شده را ۹۰ درجه بچرخانید و با نرم افزار تصویر کمی بالا ببرید، متوجه خواهید شد که تصویر مورد نظر جسدی نیست که آویزان شده باشد. بلکه جسدی دست کاری شده است که روی یک سطح افقی مثلا روی زمین افتاده است.

بنابر این مشخص است که تصویر منتشر شده توسط سازمان مجاهدین خلق، کاملا جعلی و از نظر جعل نیز بسیار ابتدایی و عقب مانده است.

طاهره طلوع بر روی یکی از تپه های اطراف گردنه حسن آباد کشته شد. اما تصویری که مجاهدین منتشر کرده اند محلی واقعی از یال و تپه ماهوری است در تنگه چهارزبر. این موضوع نیز تناقضی آشکار از مکان تصویر، نوشته و محلی است که کشته شده است.

کسی نمی تواند بر روی تپه ای در گردنه حسن آباد کشته شده و آویزان باشد و محل او طبق سندی که خود مجاهدین ارائه کرده اند روی یالی بر روی تپه ای نزدیک تنگه چهارزبر باشد!

چرا که فاصله بین محل مورد نظر یعنی همان تک درخت در تنگه چهارزبر با تنگه حسن آباد و محل واقعی کشته شدن طاهره طلوع در عملیات فروغ ۸ کیلومتر است.

مجاهدین ظاهرا از زمان اولین انتشار تا کنون، متوجه این تناقض و دروغبافی خود شده و یک جمله را از گزارشات بعدی خود حذف نموده اند. جمله حذف شده که امروز در گزارشات مجاهدین دیده نمی شود این است؛ تنگه چهارزبر کرمانشاه میعادگاه فروغ جاویدان- قدمگاه مجاهد شهید قهرمان طاهره طلوع بیدختی.

چرا که این جمله بر اساس نوشته های خود مجاهدین که محل کشته شدن او را گردنه حسن آباد معرفی میکند در تضاد و تناقض با محلی است که بصورت واقعی در نزدیک تنگه چهارزبر یعنی ۸ کیلومتر آنطرف تر قرار دارد.

تمام شاهدینی که از مجاهدین که درباره طاهره طلوع در وب سایت های مجاهدین و تلویزیون آنان نوشته و گفته اند، محل کشته شدن طاهره طلوع را گردنه حسن آباد و هنگام عقب نشینی به داخل خاک عراق می دانند. اما آن تک درخت ۸ کیلومتر آنطرف تر هنوز در تنگه چهارزبر باقی است!

قدرتنمایی، بزرگنمایی، جعل و فریب افکار عمومی شاید زمانیکه صدام حسین بر سر کار بود، می توانست مرهمی بر دردهای درونی، عاملی برای تئوریزه کردن فشارهای تشکیلاتی و وسیله ای برای کسب درآمد مجاهدین از سازمان های جاسوسی و برخی کشورهای غربی باشد. اما به تجربه دیدیم که اینگونه توهمات جعلی، مجاهدین را از واقعی ترین مسائل روز و بطور خاص از مسائل مبرم مردم ایران دور، پوچ ، بیگانه و خائن نمود. طوری که امروز دیگر هیچ کسی روی وعده ها، حرف ها و شعارهای مجاهدین حساب باز نکرده و اهمیتی نمی دهند!

یکم اوت ۲۰۱۷

جواد فیروزمند