جیبوتی، محمود عباس و مجاهدین

جیبوتی ِ، محمود عباس و مجاهدین

 ،بهزاد علیشاهی

میخواهم خودم را جای خانم رجوی بگذارم (البته بلانسبت!!) عربستان سعودی و شاهزاده فیصل و سازمان استخباراتش به من میگویند میخواهیم دردشمنی و لجاجت با جمهوری اسلامی ترتیب چند ملاقات را با شما بدهیم تا آنها بفهمند که ما میتوانیم در منطقه علیه آنها ائتلافی از تهدیدها را شکل دهیم(تکفیری ها و داعش و مجاهدین وطالبان وقاچاقچیان بلوچ وجبهه النصره سابق ومنصورهادی و محمودعباس و…..)من که در نقش خانم رجوی به مصالح سازمان و مبارزه ومردم فکر میکنم قطعأ نمیپذیرم ، چرا که ساپورت کننده ای که تروخشک وداعشی و فلسطینی را تنگ هم قاطی کرده و به معرض نمایش میگذارد قابل اطمینان نیست ،چه بسا فردا همین ارباب بخواهد از یک گروه بدنام تر رونمایی کند آنوقت من خانم رجوی که کت بلند یقه انگلیسی با دامن گلدار میپوشم باید با یک ریشوی داعشی یا بدتر از آن بنشینم و برایش لبخند بزنم چه بسا که ارباب بابت همین پولها و ملاقاتها از من کاری کثیف بخواهد که ….. اما خانم رجوی قبلا در توافقات همسرش با صدام نشان داده که مثل من فکر نمیکند پس من نمیتوانم خودم را جای این خانم بگذارم .

خودم را جای محمود عباس میگذارم بنده هشتاد و چندساله که مانند خانم رجوی نزدیک دو دهه  است رئیس جمهور منتخب!!!؟؟؟ هستم ملقبم به ابومازن و حالا به پیشنهاد عربستان در عوض دریافت کمکهای مالی و حمایت بیشتر باید با خانم رجوی ملاقات کنم اما من که به مصالح فلسطینیان فکر میکنم و خواهان صلح و ثبات درمنطقه هستم نباید وارد این بازی و جنگهای نیابتی شوم و هدفم را از اشغالگرا ن منحرف کنم و باعث اختلافات داخلی شوم ،وانگهی من کجا و خانم رجوی کجا لااقل من بابت این ریاست جمهوری پایم به سازمان ملل رسیده چرا باید با کسی که به اندازه کافی منفور است خودم را گره بزنم و حمایت ایرانیان را از  دست بدهم ؟  حتی اگر الان که خودم را جای محمود عباس گذاشته ام مثل او آرمانگرایی را کنار بگذارم بازهم این ملاقات زیاد به صرفه نیست چون من بابت واردات سیمانی که از آن دیوار حائل درست میکنند و هموطنانم را در زندان بزرگ می اندازند همین اندازه پول در میاورم به حدی که نیاز به این دوره گردی ها نباشد. اما ابومازن خیانتش بیش از آن است که من بتوانم جای او باشم او که سند ابومازن – بیلین را با صهیونیست ها امضا کرده و به ایهود المرت تبریک گفته وپسرانش یاسر و طارق در امریکا زندگی شاهانه دارند و برای خوش خدمتی نوارغزه را رها کرد و انبوهی مبارز را اسیر و خودش را در جنگ عراق علیه ایران نیز درگیر کرده و همپیمان صدام حسین بوده اینقدر قاطی زد و بندها شده ومشغله دارد که جایی برای احساساتی مثل وجدان و مسئولیت و پرنسیب برایش نمانده است .

چاره ای نمیماند که خودم را جای طرف سوم یعنی عربستان بگذارم  در اینصورت من باید به چهار دلیل دنبال مقابله با جمهوری اسلامی باشم یکم – از دست دادن اعتبار بین المللی بخصوص بعد از برجام وشکست ائتلافهای خودساخته  دوم – به دست گرفتن رهبری جهان اسلام لااقل اسلام تکفیری و وهابی و گسترش آن  سوم – جبران شکست ها در یمن و سوریه و عراق و افغانستان و لبنان و بجایی نرسیدن آنهمه هزینه و ….. چهارم –استحکام قدرت در داخل و مقابله با شاهزادگان مدعی و وزیر دفاع و خاندان خودم که یک پیروزی علیه جمهوری اسلامی و ایران میتواند این قدرت را تحکیم بخشد . اما با همه اینها من بجای شاه سعودی در راس کشوری که به اسم خاندان خودم نامگذاری شده روی خانم رجوی سرمایه گذاری نمیکردم ، فرقه بدنامی که به دلیل سیاست های غلط تمام پشتوانه مردمی خود را در داخل ایران از دست داده عملا برای من نمیتواند کاری بکند ، درست است که طبق میل من حرف میزند و حتی خلیج فارس را طوری بیان میکند که من دوست داشته باشم ولی آخر بجز یک کار تبلیغی چه سودی برای من میتواند داشته باشد تازه همین کار تبلیغی هم کلی حرف و حدیث دارد .اما خاندان سعودی میداند که این فرقه حاضر است کارهای کثیفی را انجام بدهد که دیگران  حاضر به انجامش نیستند . پس حمایت میکند.

خلاصه کنم هر سه طرف قضیه اشتباه میکنند و هر سه طرف قضیه هم طبق محاسبات خودشان و به دلایل خصلت های دو طرف دیگر کار درستی میکنند. هر سه به هم نیاز دارندگرچه راه بجایی نمیبرند اما مبارکشان باد لااقل همه بی پرنسبپ ها را در یک بسته قرار میدهد.

rajavi-and-abbas